تبليغاتX
تنهایی - تصنیف جدایی

تنهایی

تنهاترین تنهای دنیا(ساده دل )

به رنج غربت تن داده ام .که از میهن دور افتاده ام

تادورم از خاک میهن. رنج است و غم همدم من

ندارم یاری هموطن. که در غربت داند حال من

باشد بلای غریبی .ناکامی و بی نصیبی

هرشب از جدایی می نالم. نپرسد کس حالم

این جا دل نگیرد ارامی. چو مرغی در دامی

میهن ای بهشت امیدم .ای امید جاویدم

بی تو از جهان بیزارم.به غمها یارم من

با یاد تو هر جا شتابم.تا از تو یابم خبری

چون قبله ای هر جا سر ارم.سوی تو دارم نظری

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:47  توسط نورالدین  |